<-تا چشم یاری میکند دریاست پیش روی من->

fly.jpg

 

 

پرواز کن پرنده ی کوچک

به آن سوی تخیلات پرواز کن

 بر فراز لطیف ترین ابر ها و سفید ترین کبوتر ها

 و بر بادهای عاشقانه ی آسمان، از ستارگان و سیارات گذر کن این دنیای تنهای ما را ترک کن

 از درد و رنج این جهان بگریز و دوباره به پرواز درآ

 پرواز کن ای با ارزش ترین ها

 سفر بی انتهای تو هم اکنون آغاز گشته است

شادمانی دلپذیرت را با خود ببر، چرا که زیباتر از آن است که از آن این دنیا باشد

 به ساحل دیگر پای گذار، جایی که برای ابد آرامش در انتظار توست

اما خاطرات ما را چه تلخ و چه شیرین، تا آن زمان که دوباره یکدیگر را ببینیم حفظ کن

پرواز کن            بی هراس پرواز کن     

 لحظه ای هم تامل نکن و اشک نریز، قلبت پاک است و روحت آزاد

 به راحت ادامه بده درانتظار من مباش، بر فرازجهانی که به پرواز در آمده ای

آنسوی دستان زمان ماه طلوع می کند و خورشید غروب

 اما من هرگز تو را از یاد نخواهم برد

 پرواز کن چرا که زمان پرواز فرا رسیده است

 حال برو و روشنایی را دریاب

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در دوشنبه 22 مهر 1387ساعت 06:54 ب.ظ توسط <-شادی-> نظر ها ()


پشت این نقاب خنده!

پشت این نگاه شاد...

چهره ی خموش دیگری است...

که سالهای سال...

در سکوت و انزوای محض!

بی امید بی امید زیسته!

پشت این نقاب خنده...

هر زمان،به هر بهانه!

با تمام قلب خود گریسته!!!


ادامه مطلب

+ نوشته شده در پنجشنبه 27 تیر 1387ساعت 05:07 ق.ظ توسط <-شادی-> نظر ها ()


من بی تو هیچم،تو باورم نکن .خیسم ز گریه تنهاترم نکن

عاشق نبودم تا با تو سر کنم، آتش نبودم خاکسترم نکن

اگه عاشقت نبودم اگه بی تو زنده بودم ،تو بمون که بی تو غصه می خورم

اگه دل به تو نبستم اگه این منم که هستم ولی از هوای گریه ات پرم

اگه شکوه دارم از تو،اگه بی قرارم از تو ،تو بمون که آشیانه ام تویی

به هوایت ای ستاره ،به تو می رسم دوباره

اگه عاشقم ،بهانه ام تویی

دل کنده بودم از هم زبونیت،پنهون نکردی از من نشونیت

من پا کشبده ام از بخت بسته ام

تو پا فشردی بر مهربونیت

اگه هم زبون نبودم اگه مهربون نبودم چه کنم که این دل شکسته رو

 اگه فردا مرده بودم،اگه پر نمی گشودم به تو بستم این دو بال خسته رو

اگه شکوه دارم از تو،اگه بی قرارم از تو ،تو بمون که آشیانه ام تویی

به هوایت ای ستاره ،به تو می رسم دوباره

اگه عاشقم ،بهانه ام تویی

 Entry for March 30, 2008


ادامه مطلب

+ نوشته شده در یکشنبه 11 فروردین 1387ساعت 05:03 ق.ظ توسط <-شادی-> نظر ها ()


 آپلود و بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت
ادامه مطلب

+ نوشته شده در شنبه 4 اسفند 1386ساعت 11:02 ق.ظ توسط <-شادی-> نظر ها ()


آپلود و بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت  

نیامدی ای خوب ای یار

تا نظاره ام کنی در هلهله خزان و قهقهه بهار .

نیامدی ای خوب ای مهربان

تا ساحل دهی زورق نگاهم را در امواج متلاطم اقیانوس عاشقان.

نیامدی ای خوب ای زیبا  

تا رهایی بخشی مرا از تلخی کابوس

و شیرینی زودگذر رویا.

نیامدی ای خوب ای آشنا

تا شادی بخشی غربت اتاق تنهایم را

و قلب کوچک بی شادیم را.

نیامدی ای خوب ای عشق

تا صفایی دهی بر ویرانه های کهنه غم

و بر مرداب نیلوفران

و مریم.

نیامدی و شاید نخواهی آمد.

ای خوب ای همیشه زیبا

تا دستان گرمت را

بر آسمان بی خورشید سرزمین قلبم قرار دهم.

نیامدی و شاید نخواهی آمد

ای مهربان و ای عزیزترین

تا مرکب خروشان انتظارم در ایستگاه

وصالت به زانو بنشیند.

نیامدی و نخواهی آمد

مگر زمانی که مرا

در بستر جاوید خاک

تنها به یادها سپارند

و تو بر مزار خاک آلود من خواهی آمد

و خواهی دید

واژه های شیرینت را در جایجای کالبد بی جانم .

می دانم

انتظارم به پایانی خوش نخواهد رسید

لیکن

 سپاسگزارم که دیدار گاه به گاهت را از من دریغ نمی کنی.

سپاسگزارم که نگاه گرمت را بر چشمان سرد و بی فروغم می دوزی.

حتی اگر ساحر روزگار قلب دریایی ات را طلسم سنگی دهد.

باز نگاهت با اعجاز اشک همیشه گرم و تازه و پر از عشق خواهد ماند.

و من چه می خواهم از این دیار فانی

جز گرمی و صفا و مهربانی چشمانت

حتی اگر لحظه ای در این عالم نصیبم شود.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در جمعه 3 اسفند 1386ساعت 05:02 ق.ظ توسط <-شادی-> نظر ها ()


شاید  هنگام مردن وقتی که روح از جسم جدا میشه

یه جایی باشه توی این سرزمین خاکی  که روح ما را از دریا به آسمان متصل کند

شاید روی شنهای ساحل فرود آییم و جای پایی در کنار ساحل به جای بگذارد

رد پایی از پاکی ،عشق،ویا تنهایی

و به سوی دریا بره و آنقدر بره تا به افق برسه جایی که آسمان برای همیشه وصل به دریاست

جایی که بالاخره آسمان دست دریا را می گیره

جایی که با تمام عشق و وفا متصل شده

جایی که هیچ وقت این دو نقطه از هم جدا نمیشه

تا برای همیشه وصله جایی که میشه با تمام وجودخدا را احساس کرد


ادامه مطلب

+ نوشته شده در سه شنبه 9 بهمن 1386ساعت 08:01 ق.ظ توسط <-شادی-> نظر ها ()


 Fast & Free Image Sharing

Ta Hala shode Ehsase Khafaghan beheton Dast BedeJoori ke Natoni Nafas bekeshiii va dige omidi be edame dadan nadashte bashi??

Fast & Free Image Sharing


ادامه مطلب

+ نوشته شده در دوشنبه 10 دی 1386ساعت 05:12 ق.ظ توسط <-شادی-> نظر ها ()


چرا خانه خالی از حادثه است ؟چرا اتفاقی نمی افتد که حس کنم زنده ام و خدا فرا موشم نکرده

چرا کسی باور نمی کند خورشید هر روز صبح در اتاق سیاه من به دنیا می آید؟

چرا کاغذ ها رو بی آنکه به ثمری برسند خط خطی می کنم که شاید نقشی با دستان من زاده شود

چرا کسی آوازهای زخمی مرا نمیبیند؟

تا کی باید پنجره را باز بگذارم تا ابرها یکی یکی داخل اتاقم بیایند؟

چقدر هوا خوب است!

چقدر گل ها زیبا شده اند!

چرا هیچ اتفاقی نمی افتد ؟

شاید اینها همان اتفاق هایند

 

و چه زیباست

 

 

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه 11 مهر 1386ساعت 08:10 ق.ظ توسط <-شادی-> نظر ها ()