تبلیغات
مهربونم اسم تو رو می خونم توی تنهائیام به یاد تو می مونم فکر تومن می خونم ، همیشه باهات می مونم اگه گوش بدی به حرفم ،می خوام با تو بمونم امید دارم می تونم کنار تو بمونم تو دیگه منو داری دیگه دل تنگی نداری همه ی احساس منو داری و غم نداری من واست کم نمی ذارم تو واسم کم نبودی شبا با یاد توام روزا با حس توام حس تو نزدیکه به من اما تو دوری ز من
بروبذار دلم آروم بگیره نذار این غم تو دلم جون بگیره تو که می دونی این دل تا قیامت ،اسیر و بی قراره تا بمیره دوست دارم یه دنیا تا همیشه می خوام با تو بمونم بگو میشه ، دوست دارم دوست دارم عزیزم بمون با من که بی تو آروم نمیشم بهت بگم بمونی که میمیرم اگه بگم بری آروم نمیشم بگو خودت بگو چه کار کنم من که تا وقتی تو هستی من همینم چشات رنگ شبه به وقت مهتاب، لبات مثل گلی شکفته در خواب دوست دارم یه دنیا تا همیشه می خوام با تو بمونم بگو میشه ، دوست دارم دوست دارم عزیزم بمون با من که بی تو آروم نمیشم هزاران قصه از چشات نوشتم ،تو پیشم باشی من توی بهشتم دلو باید بزنم من به دریا بهت بگم دوست دارم یه دنیا تک ستاره آسمون رویامی این ترانه رو می خونم تا بدونی دوست دارم یه دنیا تا همیشه می خوام با تو بمونم بگو میشه ، دوست دارم دوست دارم عزیزم با من بمون که با تو عاشق ترینم.
ادامه مطلب
پرواز کن پرنده ی کوچک به آن سوی تخیلات پرواز کن بر فراز لطیف ترین ابر ها و سفید ترین کبوتر ها و بر بادهای عاشقانه ی آسمان، از ستارگان و سیارات گذر کن این دنیای تنهای ما را ترک کن از درد و رنج این جهان بگریز و دوباره به پرواز درآ پرواز کن ای با ارزش ترین ها سفر بی انتهای تو هم اکنون آغاز گشته است شادمانی دلپذیرت را با خود ببر، چرا که زیباتر از آن است که از آن این دنیا باشد به ساحل دیگر پای گذار، جایی که برای ابد آرامش در انتظار توست اما خاطرات ما را چه تلخ و چه شیرین، تا آن زمان که دوباره یکدیگر را ببینیم حفظ کن پرواز کن بی هراس پرواز کن لحظه ای هم تامل نکن و اشک نریز، قلبت پاک است و روحت آزاد به راحت ادامه بده درانتظار من مباش، بر فرازجهانی که به پرواز در آمده ای آنسوی دستان زمان ماه طلوع می کند و خورشید غروب اما من هرگز تو را از یاد نخواهم برد پرواز کن چرا که زمان پرواز فرا رسیده است حال برو و روشنایی را دریاب
ادامه مطلب
پشت این نقاب خنده! پشت این نگاه شاد... چهره ی خموش دیگری است... که سالهای سال... در سکوت و انزوای محض! بی امید بی امید زیسته! پشت این نقاب خنده... هر زمان،به هر بهانه! با تمام قلب خود گریسته!!!
ادامه مطلب
من بی تو هیچم،تو باورم نکن .خیسم ز گریه تنهاترم نکن عاشق نبودم تا با تو سر کنم، آتش نبودم خاکسترم نکن اگه عاشقت نبودم اگه بی تو زنده بودم ،تو بمون که بی تو غصه می خورم اگه دل به تو نبستم اگه این منم که هستم ولی از هوای گریه ات پرم اگه شکوه دارم از تو،اگه بی قرارم از تو ،تو بمون که آشیانه ام تویی به هوایت ای ستاره ،به تو می رسم دوباره اگه عاشقم ،بهانه ام تویی دل کنده بودم از هم زبونیت،پنهون نکردی از من نشونیت من پا کشبده ام از بخت بسته ام تو پا فشردی بر مهربونیت اگه هم زبون نبودم اگه مهربون نبودم چه کنم که این دل شکسته رو اگه فردا مرده بودم،اگه پر نمی گشودم به تو بستم این دو بال خسته رو اگه شکوه دارم از تو،اگه بی قرارم از تو ،تو بمون که آشیانه ام تویی به هوایت ای ستاره ،به تو می رسم دوباره اگه عاشقم ،بهانه ام تویی
نیامدی ای خوب ای یار تا نظاره ام کنی در هلهله خزان و قهقهه بهار . نیامدی ای خوب ای مهربان تا ساحل دهی زورق نگاهم را در امواج متلاطم اقیانوس عاشقان. نیامدی ای خوب ای زیبا تا رهایی بخشی مرا از تلخی کابوس و شیرینی زودگذر رویا. نیامدی ای خوب ای آشنا تا شادی بخشی غربت اتاق تنهایم را و قلب کوچک بی شادیم را. نیامدی ای خوب ای عشق تا صفایی دهی بر ویرانه های کهنه غم و بر مرداب نیلوفران و مریم. نیامدی و شاید نخواهی آمد. ای خوب ای همیشه زیبا تا دستان گرمت را بر آسمان بی خورشید سرزمین قلبم قرار دهم. نیامدی و شاید نخواهی آمد ای مهربان و ای عزیزترین تا مرکب خروشان انتظارم در ایستگاه وصالت به زانو بنشیند. نیامدی و نخواهی آمد مگر زمانی که مرا در بستر جاوید خاک تنها به یادها سپارند و تو بر مزار خاک آلود من خواهی آمد و خواهی دید واژه های شیرینت را در جایجای کالبد بی جانم . می دانم انتظارم به پایانی خوش نخواهد رسید لیکن سپاسگزارم که دیدار گاه به گاهت را از من دریغ نمی کنی. سپاسگزارم که نگاه گرمت را بر چشمان سرد و بی فروغم می دوزی. حتی اگر ساحر روزگار قلب دریایی ات را طلسم سنگی دهد. باز نگاهت با اعجاز اشک همیشه گرم و تازه و پر از عشق خواهد ماند. و من چه می خواهم از این دیار فانی جز گرمی و صفا و مهربانی چشمانت حتی اگر لحظه ای در این عالم نصیبم شود.
ادامه مطلب
شاید هنگام مردن وقتی که روح از جسم جدا میشه یه جایی باشه توی این سرزمین خاکی که روح ما را از دریا به آسمان متصل کند شاید روی شنهای ساحل فرود آییم و جای پایی در کنار ساحل به جای بگذارد رد پایی از پاکی ،عشق،ویا تنهایی و به سوی دریا بره و آنقدر بره تا به افق برسه جایی که آسمان برای همیشه وصل به دریاست جایی که بالاخره آسمان دست دریا را می گیره جایی که با تمام عشق و وفا متصل شده جایی که هیچ وقت این دو نقطه از هم جدا نمیشه تا برای همیشه وصله جایی که میشه با تمام وجودخدا را احساس کرد
ادامه مطلب